شیرازه: گذشته و حال ما

- نویسنده, سام فرزانه
- شغل, تهیهکننده شیرازه
- منتشر شده در
مجموعه شیرازه که نوروز ۹۷ از رادیوی فارسی بیبیسی پخش شد، به رابطه گذشته با حال و آینده اختصاص داشت. سوالی که ذهن خودم را درگیر کرده بود این بود که چطور به گذشته نگاه کنم و چه چیزی از گذشته را با خودم مرور کنم تا حال بهتر و آینده روشنتری داشته باشم. این سوال از مجموعه شیرازه سال قبل شروع شد که در جریان ساختنش با شاعری به نام عالمتاج قائم مقامی آشنا شدم.
عالمتاج قائم مقامی از خانواده قائم مقام فراهانی بود. زنی درس خوانده در دوره مشروطه که به سبب ازدواجی مصلحتطلبانه مجبور به زندگی با مردی شده بود که با هم سازگار نبودند. مشکلات زندگی شخصی، چشم او را به مشکلات زنان در ایران باز کرد. مشکلاتی که جانمایه بسیاری از شعرهای او شد. از جمله این دو بیت:
دختر فردای ایران، دختر امروز نیست / گربخواهی ورنه، برگیرند بند از پای من
من نخواهم دید آن ایام دولت ریز را / لیک خواهد دیدنش آن کو بود همتای من
عالمتاج چشم انتظار دورانی بهتر بود و گرچه از دوران کودکیاش در خانه پدر و مادر با نیکی یاد میکرد اما به جای افسوس بر گذشته، نگاهش به آینده بود. تصمیم اولیهام ساخت برنامهای درباره زندگی در حال و نگاه به آینده بود. در نهایت اما به اینجا رسیدم که باید اول تکلیف را با گذشته مشخص کرد و اینکه چه چیزی در گذشته است که ما را درگیر خود میکند و از آینده و برنامهریزی برای آن بازمان میدارد.
سیزده قسمت برنامه شیرازه با همین نگاه با همراهی علیرضا اشراقی، مدرس ارتباطات در دانشگاه کارولینای شمالی و پژوهشگر در زمینه سیاست و حافظه جمعی طراحی شد.
مختصری از موضوع هر برنامه و لینکهای لازم برای شنیدن هر بخش به این شرح است.
۱- دیباچه
در برنامه نخست از مجموعه امسال شیرازه گفتیم که درباره چه صحبت خواهیم کرد. از جمله برای اینکه موضوع بهتر باز شود تصنیف "بهار دلنشین" را با کمک گروهی از مخاطبان برنامههای بیبیسی بازسازی کردیم. تصنیفی قدیمی، دلنشین و خاطرهانگیز که هر کدام از خوانندگان هر جا که بودند آن را خوانده و صدای ضبط شدهاشان را فرستادند برای برنامه. صداها میکس شد و حاصلش را می توانید اینجا در تلگرام بشنوید یا از اینجا در ساوندکلاود.
در برنامه اول، محمد توکلی طرقی، استاد دانشگاه تورنتو، میگوید برخلاف آنچه که ما تصور می کنیم "گذشته تغییر میکند." و علیرضا اشراقی لطیفهای از دوران اتحاد جماهیر شوروی را بازگو میکند که "گذشته پیشبینی ناپذیر است." جان کلام هر دو این است که نوشتن تاریخ در واقع برداشت ما و نگاه ما به گذشته است و نه الزاما آنچه که در گذشته دقیقا روی داده است.
انوشه انصاری، مهندس و کارآفرین ایرانی مقیم آمریکا هم در این برنامه درباره لزوم نگاه به آینده در کسبوکار میگوید.
۲- یادش به خیر قدیما (بخش اول)
قسمت دوم و سوم شیرازه امسال، به نوستالژی اختصاص داشت. نوستالژی که در لغت به معنی دلتنگی برای خانه است، حالا معنای وسیعتری دارد از دلتنگی برای مکان گرفته تا دورهای خاص و روزگاری که شاید اصلا خودمان تجربه نکردهایم.
محمد قائد، نویسنده، در این برنامه با مثال آوردن از اجناسی که به تازگی ساخته شده اما رنگ و بوی قدیمی دارند، این کار را "تکثیر و تولید و تجارت نوستالژی و خاطره مصنوعی و پیشینه قلابی" میخواند و نیما نقیبی، استاد دانشگاه رایرسون، میگوید نوستالژی میتواند جنبه مثبت داشته باشد اما گاهی هم خوب نیست چون ماندن در گذشته راه رفتن به سوی آینده را میبندد و "آدم جلو نمیتواند برود."
۳- یادش به خیر قدیما (بخش دوم)
در این برنامه محمد قائد یادآوری میکند که "در دنیای تولید و مصرف انبوه، نوستالژی هم قابل تکثیر و صادر کردن است." بعد مهسا پاکروان، پژوهشگر فرهنگ و موسیقی ایران در دانشگاه آلبرتا، ماجرای تحقیقش از ساکنان پیشین یکی از محلههای قدیمی تهران را بازگو میکند که چطور همه مدعی بودند همه چیز در آن دوران خوب و خوش بوده اما در نهایت وقتی که خاطرات صوتی آنها را پرسیده، متوجه شده که روزگار گذشته آن طورها هم که گزارش میکردند خوب نبوده و نوستالژی جلوی چشمشان را گرفته بود: "وقتی بحث خاطره و گذشته به میان میآید معمولاً ذهن ما انتخابی عمل میکند یعنی خوشیها را بیشتر به خاطر میآوریم تا سختیها را."
۴- شهر و حافظه
کامران دیبا، معماری که ساخت موزه هنرهای معاصر تهران را در کارنامه دارد، در این برنامه به شدت به روند نوسازیهای مدام در شهرهای ایران انتقاد کرده و میگوید: "شهرهای ما باید هویت داشته باشند." چرا که "هویت شهر اثر دارد روی هویت شهرنشین." هویتی که به گمان او با خراب کردن و بازسازیهای مداوم شهرهای ایران ممکن نمیشود.
ثمر صارمی که معماری خوانده و حالا پژوهشگر مردم شناسی شهری است، در این برنامه به اقبال مردم به رستورانهایی در تهران اشاره میکند که در ساختمانهای قدیمی ساخته میشوند و میگوید: "به جای اینکه بپرسیم چرا مردم این مکان را دوست دارند باید متوجه بشویم که از کجاها دارند فرار میکنند."
۵- حافظه جمعی و ملت
در قرن اخیر حافظه جمعی ایرانیان تغییر کرده و حالا ما گذشته خود را متفاوت از پیشینیانمان به خاطر میآوریم. خدادرضاخانی، مدرس و محقق تاریخ در دانشگاه پرینستون، میگوید دلیل این تغییر، این است که منابع تاریخی ما تغییر کردهاند و رفتهایم سراغ منابعی که مورد اعتماد اروپاییها بود. منابعی که بر خلاف منابع فارسی بارها از کوروش در آنها صحبت شده بود و تاریخدانها را به سوال وا میداشت: "این کوروش چه کسی است که هم زنوفون راجع به او نوشته، هم هرودوت راجع به او نوشته هم توی کتاب مقدس تنها مسیح کتاب مقدس است که تاریخی است. یعنی وجود تاریخی دارد. میروند دنبالش و خب میرسند به جایی که کوروش اهلش است؛ پارس"
۶- سیاست و حافظه جمعی
سیاستمداران با استفاده از اندوخته حافظه جمعی یک ملت سعی میکنند احساسات مردم را برانگیخته از آن استفاده کنند. تامار گیندین، محقق در دانشگاه حیفا و مدرس در دانشکده شالم، از ماجرای استر مثال میزند. در کتاب مقدس آمده که استر دختری یهودی و همسر خشایارشاه بود که همسرش را از دسیسه وزیر برای کشتن یهودیان آگاه میکند و نمیگذارد یهودیان کشته شوند. داستانی که روزگاری نشانه دوستی دو ملت بود در سالهای اخیر برای نشان دادن مشکلات و سوءنیت طرفین به کار میرود. خانم گیندین در این برنامه در نهایت میگوید: "واقعیت وجود ندارد فقط تفسیرمان از واقعیت وجود دارد."
۷- قدرت آرشیو
آیا نوشتن هر تاریخی درباره ایران ممکن است؟ عباس امانت، مورخ و استاد تاریخ در دانشگاه ییل، میگوید که گم شدن یا از بین رفتن بسیاری از منابع آرشیوی ایران این امکان را گرفته که درباره بسیاری از وقایع تاریخی ایران تحقیق کنیم و بنویسیم. او میگوید: "پنهان کردن منابع میزان تعهد شما را نسبت به هر جامعه یا به هر دولتی کم میکرد. اجازه نمیداد که شما متعهد بمانید به چیزی. به خاطر اینکه منابع را از بین برده بودی."
محمد توکلی طرقی هم در این برنامه میگوید: "هر آرشیوی را هرکسی که، هر دولتی که مثلاً یک مجموعههای خاصی را جمع میکند با یک هدف خاصی میکند."
۸- حافظه و فناوری
در این برنامه بحث آرشیو را ادامه میدهیم و نشان میدهیم چطور امکانات تکنولوژیکی اخیر کمک میکند ما راحتتر به آرشیو دسترسی داشته باشیم اما در عوض ما را دچار عارضهای کرده که بابک رحیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیا در شهر سندیهگو، اسم این دوره را گذاشته دوره آپدیتی. یعنی دورهای که "همیشه حال دارد قدیمی میشود. همیشه جدید دارد قدیمی میشود." او روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا را حاصل این دوره و تقویت کننده این دوره میداند.
۹- یاد و یادآوری
دو مهمان این برنامه کمک میکنند ساز و کار به یادسپاری و یادآوری در مغز را بهتر یاد بگیریم. پویا تحصیلی فهادان، پزشک متخصص عصبشناسی، میگوید نزدیک بودن بخشهای مربوط به احساسات و حافظه در مغز، سبب شده حوادثی که در ما احساسی خاص را بر میانگیزند بهتر در یادمان بمانند: "وقتی حافظهای دچار بحران عاطفی است، خیلی بهتر به خاطر سپرده میشود چون ساختارها و ارتباطات میان یاختهها قویتر است، ناقلین شیمیایی بیشتر ترشح میشوند و روند شکلگیری ارتباط تسهیلشده بین سلولهای حافظه بهتر و سریعتر شکل میگیرد."
رضا کاظم زاده، روانشناس، هم در این برنامه میگوید که چطور افراد وقتی به محیط جدید میروند گذشته خود را حتی ناخوداگاه با کمی تغییر ارائه میکنند. مثلا مهاجرها که "شروع میکند به تغییردادن گذشتهشان به شیوهای که آن گذشته بتواند با آنچه که امروز در یک فضای کاملاً متفاوت زندگی میکنند ربط پیدا بکند."
۱۰- ذکر مصائب جمعی
ارکیده بهروزان، مردم شناس و مدرس دانشگاه سواز، تحقیقی انجام داده درباره دلایل استفاده از کلمات مربوط به بیماریهای روانی در میان کسانی که خود را دهه شصتی مینامند. در این برنامه او میگوید که این بیان جمعی یک نوع تلاش برای تاریخ نگاری حق طلبانه است "و روایتشان از این تجربه عموماً زیر سایه روایت رسمی از این دوران نادیده گرفته شده."
۱۱- گذشته مقدس
این نقد به دین را بسیار شنیدهایم که دین گذشته نگر است و نگاهش به جای آینده به گذشته است. بهار داوری، دینپژوه و استاد دانشگاه سندیهگو، در این برنامه شیرازه میگوید که اصل و اساس دین نوستالژی باغ عدن است. خانم داوری درباره استفاده از نوستالژی دینی در اقتصاد و سیاست میگوید: "ما هم میتوانیم از شهادت حسین و عاشورا و بازنگری به اینها یک نهضت اساسی آزادیبخش تعبیر کنیم. هم میتوانیم از آن استفاده سوء بکنیم و برای ماندن به قدرت یا حفظ قدرت آن راه خودمان را پیش ببریم."
۱۲- قانون
در این برنامه شیرازه مهرانگیز کار، حقوقدان، مثالی از یک قانون را برای ما تشریح میکند که چطور برای تطابق با احکام اسلامی، در شورای نگهبان تبصرهای به این قانون افزوده میشود که به قول خانم کار "با همین یک تبصره کوچولو، ما پرتاب شدیم به گذشته." در همین برنامه سحر مرانلو، مدرس حقوق در دانشگاه اسکس، درباره دین و عرف به عنوان دو منبع قانون گذاری در ایران صحبت میکند و میگوید که گاهی این دو در مقابل هم قرار میگیرند. و در نهایت به آنجا میرسد که درست است که قانونگذار برای نیازی در امروز قانون وضع میکند اما در کشورهایی که سیستم حقوقی آنها شبیه به ایران است: "قانونگذار حتماً به گذشته نگاه میکند."
۱۳- برای آینده
در آخرین قسمت از این فصل از شیرازه از عباس امانت میپرسیم که اصلا خواندن تاریخ چه فایدهای دارد و اینکه آیا با خواندن تاریخ ممکن است ما در آینده، اشتباهات گذشتگانمان را تکرار نکنیم. جواب آقای امانت به این سوال منفی است و در نهایت میگوید که فایده خواندن تاریخ این است که ما با خودمان آشنا میشویم ریشه هایمان را میشناسیم و خود را قربانیان تاریخ نمیدانیم.












































