پاتوقهای موسیقی قاچاق در عربستان

منبع تصویر، luke Best
- نویسنده, اروا حیدر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
اروا حیدر وقتی ۱۳ ساله بود به عربستان سعودی نقل مکان کرد. بهعنوان یک نوجوان شیفته موسیقی پاپ تجربه خود را از کشوری مینویسد که موسیقی در آن مورد بیمهری قرار گرفته است.
در اواخر سال ۲۰۱۷ ، "نلی" ستاره آمریکایی هیپ هاپ، در جده عربستان سعودی کنسرت موسیقی برگزار کرد که ورود به آن فقط برای مردان مجاز بود. "توبی کیث" از خوانندگان موسیقی "کانتری" نیز کنسرتی مشابه در سال قبل از آن برگزار کرده بود. این کنسرتهای موسیقی نشانه پیشرفت در کشور اسلامی است که موسیقی در آن "حرام" است.
دیدن فیلمهایی از نلی که در کنسرتی، جمعی را به هیجان میآورد، در حالیکه هیچ زنی اجازه شرکت در آن را ندارد قطعا غیر قابل تصور است. در واقع، فرهنگ پاپ از مدتها پیش در این کشور پادشاهی رسوخ کرده است. در دهه ۱۹۸۰ زرادخانه فرهنگ پاپ در عربستان، فروشگاههای کاست قاچاق موسیقی بود.
در پاییز ۱۹۸۸ مادرم، خواهر هفت سالهام و من (یک دختر ۱۳ ساله که دیوانه موسیقی بود) از لندن به الخبار استان شرقی عربستان سعودی نقل مکان کردیم. پدرم در یک بیمارستان محلی کار میکرد و ما به او ملحق شدیم. مطمئن نیستم هر یک از ما در انتظار چه چیزی بودیم. والدین مسلمان و عراقی من هردو پزشک و در انگلستان برابر بودند. ناگهان آن برابری دود شد و رفت به هوا. از شب ورودمان چند حس ناگهانی به یادم مانده است: گرما و ترافیک وحشتناک، نگاههای معنادار و قضاوتگر مردم. وقتی پدرم ما را به یک کاستفروشی در خیابان "شاه خالد" برد، حس عجیبی از ورود به یک مکان مقدس داشتم.
این فروشگاه مانند فروشگاههای بیشماری بود که گاهی در عربستان وقت خود را در آنها صرف میکردیم: بدون نام، کلبه مانند، دیوارها از انواع مختلف آلبوم کاستها پر شده بود. این کاستهای موسیقی غیرمجاز و قاچاقی بودند. از آخرین آهنگهای منتشر شده در غرب تا عناوین گمنام را در برمیگرفت. بعد از شنیدن آلبوم تازه "پت شاپ بویز" داشتم از خوشحالی میمردم. چند کاست جدید برای خانه تازه، مدرسه تازه و قوانین تازه انتخاب کردم.

منبع تصویر، luke Best
کاستفروشیهای سعودی بوی مشخصی داشت، بوی پلاستیک سوخته و گرد و غبار صحرایی. کاستها در جعبههای پلاستیکی ضد گرما فروخته میشدند. جنس پلاستیکهای "وینیل" ممکن بود به خاطر آفتاب تاب برداشته باشند و سیدیها هنوز چیزی عجیب و غریب و ناآشنا بودند. این قاچاقها خیلی ارزان بودند هر کدام ۱۰ ریال (حدود ۱.۵ پوند). چون روی نوارهای "سی ۹۰" ضبط میشدند (خیلی طولانیتر از حد معمول) بنابراین قطعات اضافی و ضبطهای دیگر از همان آهنگها را داشتند که هیچگاه در فروشگاههای بریتانیایی ندیده بودم.
همه چیز غیررسمی بود. هیچ جدول فروشی در کار نبود و حقالزحمهای به دست اندر کاران موسیقی پرداخت نمیشد. فروشگاههای موسیقی قاچاق داشت در همه جا سبز میشد. در طول روز باز میشدند و صدای اذان که از مساجد بلند میشد، درهایشان را میبستند. فروشندگان مردان آرام و کم حرفی بودند که به مشتریان خوشآمد میگفتند اما فروشگاهها کاملا ساکت بود زیرا پخش موسیقی در ملاعام ممنوع بود. این خصوصیت به فروشگاههای موسیقی حالتی اسطورهای میداد، نوعی مکانهایی برای میلی مبهم.
بیشتر بخوانید:
با این حال، فرهنگ پاپ در عصر پیشا اینترنتی بهسرعت پخش میشد. همین که آهنگی در غرب صدا میکرد، در عربستان سعودی به گوش میرسید. ما درباره آهنگها در مجلات گران قیمتی که وارد کشور میشد و تصاویرش سانسور میشد، میخواندیم. از رادیوی بحرینی برنامه موسیقی بریتانیا را دنبال میکردیم. در مدرسه دخترانه با همکلاسیهای مصری، هندی، سودانی، لبنانی و پاکستانی درباره آن آهنگها حرفهای خودمانی میزدیم. در عرض چند روز، آهنگهای پخش شده در غرب، در آسیای شرقی یا جنوب شرقی کپی میشد و در کاستفروشیهای عربستان فروخته میشد.
با واکمن خودم یا در ضبط صوت ماشین پدرم به این موسیقیها گوش میدادم و ژانرهای مختلف روز را که در آن سوی دنیا تولید میشد، تجربه میکردم. حتی خواهر کوچکم فمهیده بود که موسیقی ما را به آزادی پیوند میزند در حالیکه در واقع اجازه نداشتیم دست به چنین تجربههایی بزنیم چون ممنوع بود.

منبع تصویر، luke Best
بهعنوان یک آدم بالغ، خوشبخت بودهام که از سراسر دنیا میتوانم موسیقی بخرم با این حال خرید از یک مغازه قاچاق موسیقی در عربستان تجربه بیهمتایی بود. در دوره جدید، این پاتوق های قاچاق جمع شدهاند به همین دلیل آنها بیشتر شکل اسطورهای پیدا کردهاند. بازارهای جهانی شده سعودی، فروشگاههای بزرگ زنجیرهای را آورده که سیدیهای مجاز میفروشند. شبکههای دیجیتالی در اینترنت که میتوانند نقش بازار را بازی کننند، امکانات مناسبتتری را به ارمغان آورده. اکنون خوانندگان و هنرمندان برجسته دو سوی اقیانوس آرام (آمریکایی و بریتانیایی) در کنار هنرمندان عربی بر آنها حاکم هستند.
چیزی که ممکن است با رفتن آن فروشگاههای چرک و کثیف از دست رفته باشد، دوران مقاومت زیرزمینی است. کاستهای قاچاق سعودی ثابت کرد که حتی در سختترین شرایط، موسیقی، زندگی در جریان است. ما در مدرسه نوارهای کاست را به دور از چشم معلمان در کفپوشهای فرسوده قایم میکردیم تا با هم رد و بدل کنیم. روی میزم و روی سقف تصاویر و نام گروه موسیقی را حک و نقاشی میکردم.
وقتی معلم ریاضیام آن را دید، دستور داد بروم روی میز و کلمه "بویز" را از نام گروه "پت شاپ بویز" پاک کنم. بعد چیزی که روی سقف بالای سرمان باقی ماند "پت شاپ" (به معنای فروشگاه حیوانات خانگی) باقی ماند.































