انتخابات آمریکا؛ این رویارویی زهرآگین، هشتم نوامبر تمام نمیشود

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, جان ساپل
- شغل, سردبیر بیبیسی در آمریکای شمالی
- منتشر شده در
کی تمام میشود؟ واقعا این انتخابات کی تمام میشود؟
آخر هفته بعد از انتخابات آمریکا به سه مهمانی دعوتم که هر کدام به سبک خودشان پایان انتخاباتی را نوید میدهند که دورهاش حتی از دوره بارداری فیل هم طولانیتر شده است.
یکی از این مهمانیها که میزبانش یک دوست بریتانیایی است قرار است مراسم شب آتش (شب گای فاوکس) را معرفی کند، مراسمی بریتانیایی که در واقع جشن خنثی کردن توطئه یک شورشی خارجی برای بمبگذاری در یک مکان حکومتی بوده است. (موضوع آشنا به نظر نمیرسد؟)
عنوان دو مهمانی دیگر این است: خدا را شکر تمام شد!
روز دوشنبه در راه سفرم به دیترویت به یکی از تحلیلگران سیاسی ارشد یک شبکه تلویزیونی آمریکایی برخوردم و کمی گپ زدیم. او میگفت که بعد از تجمع ترامپ قرار است به ویسکانسین برود تا در برنامه صبحگاهی شبکه شرکت کند. گفتم روز طولانیای داشتی، گفت بله درست مثل همه روزهای این ۱۸ ماه گذشته.
او ادامه داد: "بگذار بگویم من از آنهایی نخواهم بود که به این انتخابات حس نوستالژیک پیدا کنم و بگویم پوشش این انتخابات چه توفان خبریای بود. این طور نبوده است. دیگر هرگز چنین کاری نخواهم کرد." و او کسی است که از سال ۱۹۹۲ تا امروز برای سازمان خودش انتخابات را پوشش داده است.
من اما چنین حسی ندارم هر چند گاهی ابراز خستگی میکنم. امروز صبح زود واشنگتن را ترک کردم و در راه بازگشت به خانه در هواپیما نوشن این متن را شروع کردم. حوالی نیمه شب به فرودگاه ریگان رسیدیم. و بدون شک فردا و پس فردا و روزهای بعد هم برنامهام همین خواهد بود اما غر نمیزنم.
برای پوشش خبری، این انتخابات جذابی بود. انتخاباتی غیر قابل پیش بینی، غیر قابل درک و فهم، فراموش نشدنی - و گاهی وقتها هم میشود گفت انتخاباتی عمیق.
از این انتخابات حتی میشود دورههای روزنامهنگاری ساخت. امروز ترامپ رسما بدون هیچ دلیل روشنی در تجمع طرفدارانش شروع به فریاد زدن و داد و بیداد کردن بر سر خبرنگارها کرد.
فقط نمیدانم چرا آنها به سبک قرون وسطایی در هر مراسم ترامپ چندتایی روزنامهنگار را به تختهبند نمیبندند و آشغال سبزی و میوه به طرفشان پرتاب نمیکنند.
در این شرایط ما دنبال آنیم که برای مخاطبانمان علت این خشم رو به فزونی مردم آمریکا از حکومت را توضیح بدهیم. بگوییم علت این خشم، سیاسی، رسانهای یا اقتصادی است.
هفته آینده احتمال میدهم که در عمر بیش از سی ساله روزنامهنگاریام هیجانزدهتر از همیشه باشم.
روز انتخابات هر جایی که باشید روز بزرگی است. روزی که سیاستمداران ساکت میشوند و نوبت مردم است که حرف بزنند.
به خاطر همه جذابیتی که در فرایند رایگیری وجود دارد. آمار و ارقام درشت، شمارش آرا و این که تا همه رایها شمرده نشود کسی نمیتواند بگوید واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد. و کی جرات میکند در این انتخابات بهخصوص بیپروا پیشبینی کند؟
باور کنید من هم دلم میخواهد آخر هفته بعد از انتخابات به مهمانی بروم. میخواهم آبجویی در یک دست و لقمهای در دست دیگر درباره همه چیزهای معمولی حرف بزنم. وقتی انتخابات تمام شد دوباره سراغ کسانی برویم که دوستشان داریم، با سگمان به پیادهروی برویم، در حالی که به جای بخش خبر و نظرها، ضمیمه هنری آخر هفته نیویورکتایمز را میخوانیم، صبحانه دیرهنگام بخوریم. بنشینیم و حضور داشته باشیم و بین ایالتهای مختلف از این پرواز به آن پرواز نپریم.

منبع تصویر، Reuters
اما گمان میکنید شامگاه هشتم نوامبر همه چیز تمام میشود و همه آشغالها رفت و روب میشود و در کاغذ کادویی روبان زده بسته میشود؟ هر کس که ببرد، رقیبش با مهربانی به او تبریک میگوید؟ و بازنده در یک روز مهآلود آخر پاییزی که برگها رقصان پایین میآیند و نور خورشید مورب میتابد ناپدید میشود؟
جملات بدی که رد و بدل شدهاند فراموش میشوند؟ تهدیدهای تلخ دو طرف خاموش میشوند؟ دوره کینهتوزی تمام میشود؟ این زهر بی اثر میشود؟ باور کنید من هم دوست دارم که چنین شود.
این انتخاباتی است که با خودش جنجال ایمیلهای کلینتون را آورده است، ویدئوی حرفهای ترامپ را آورده است که در آن از دستمالی کردن آلت تناسلی یک زن حرف میزند، و بعد از آن صف زنهایی را که ادعا کردهاند مورد سواستفاده جنسی ترامپ قرار گرفتهاند.
ما در این مدت دیدهایم که ترامپ زیر بار اعلام گزارش مالیاتیاش نرفته است، اطلاعات قطرهای ویکیلیکس را دیدهایم، ادعاها درباره جمعآوری کمکهای مالی بنیاد کلینتون و ناتوانی کارزار انتخاباتی هیلاری کلینتون را برای اطلاع رسانی شفاف درباره غش کردنش به خاطر ذات الریه در روز یازده سپتامبر شاهد بودهایم. و اینها تازه مربوط به همین چند هفته گذشته است.
نه اینها قرار نیست تمام شوند چون انتخابات شکافی را که باعث دو پاره شده جامعه آمریکا شده بهبود نمیبخشد بلکه این انتخابات شکاف را بیشتر کرده است.
فرض کنیم هیلاری کلینتون برنده شود (هنوز این محتملترین سناریویی است که آمار و اطلاعات نظرسنجیها نشان میدهند). در این صورت به نظر میرسد پنجاه میلیون آمریکایی نه تنها به او که علیه او رای دادهاند که خب این عادی است اما این همه آمریکایی معتقدند که او مجرم است و باید به زندان بیفتد. بحثهای مربوط به تقلب انتخاباتی را هم به این جاروجنجال اضافه کنید.
خب قضاوت من این است که آتشبازی مدتها بعد از هشتم نوامبر ادامه خواهد داشت. بهتر است در مهمانیهای آخرهفته من به یک نوشیدنی سبک غیرالکلی بسنده کنم.































