مومن قناعت، شاعر نوپرداز تاجیک درگذشت

مومن قناعت، شاعر برجسته تاجیک، که طی ماههای اخیر در بستر بیماری بود، در سن ۸۶ سالگی درگذشت.
به گفته بستگانش رسم تشییع جنازه او روز شنبه ۲۹ اردیبهشت در شهر دوشنبه برگزار خواهد شد.
او از شعرای شناخته شده تاجیکستان در میان پارسی زبانان به شمار میرود. داستان او "مسعود نامه" که چند سال پیش در باره احمدشاه مسعود، از رهبران مجاهدین افغانستان نوشت، و مجموعه ای از اشعارش با نام "سازهای شیراز" و داستان مشهور "سروش استالینگراد" او را در میان علاقمندان شعر پارسی معروف ساخته بود.
مومن فناعت در اردیبهشتماه ۱۳۱۱ در روستای "کرگاود" ناحیه درواز، در استان خودمختار بدخشان تاجیکستان، متولد شد و آموزش اولیه را در مدرسه و پرورشگاهی در ولایت فرا گرفت.
نخستین اشعارش در اواخر دهه ۱۳۲۰ منتشر شدند. او سالها در مجله ادبی "صدای شرق"، وابسته به اتحادیه نویسندگان تاجیکستان، کار میکرد. از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۱ میلادی رئیس این اتحادیه بود. در انتشارات "عرفان" هم مدتی سمت ویراستاری را بر عهده داشت.
در دوران شوروی عضو پارلمان اتحاد شوروی بود و در سال ۱۹۹۱ ریاست کمیته امور بینالمللی شورای عالی (پارلمان وقت) اتحاد شوروی را بر عهده داشت. در این زمان مومن قناعت همچنین عضو کمیته همبستگی شوروی با کشورهای آسیا و آفریقا بود. از ۱۹۶۲ تا ۱۹۹۰ میلادی عضو حزب کمونیست شوروی بود.
نخستین مجموعه از اشعار مومن قناعت با نام "شراره" در سال ۱۹۶۰ میلادی منتشر شد. بیش از ۱۲ مجموعه شعر و داستان از او به یادگار مانده است. اما این داستان هایش بود که با سبک و نگارشی تازه او را متمایز از دیگران کرد. برای داستانهای منظوم او با نامهای "سروش استالین گراد" و مادرنامه" در سال ۱۹۷۷ جایزه دولتی اتحاد شوروی را به دست آورد.
مومن قناعت برای داستان "گهواره سینا" در سال ۱۹۸۰ برنده جایزه دولتی تاجیکستان به نام رودکی شد. عنوان "شاعر خلق تاجیکستان"، بالاترین عنوان برای شعرا و نویسندگان است.
مجموعه هایی از اشعار مومن قناعت طی سه ده گذشته در ایران و افغانستان هم منتشر شده است. بسیاری از اشعار او به زبانهای مختلف در اتحاد جماهیر شوروی سابق و بیرون از آن ترجمه شدهاند.
آقای قناعت در تاجیکستان نه تنها به عنوان شاعر بلکه به عنوان شخصیتی تاثیرگذار در مسائل فرهنگی و زبان فارسی شناخته شده است.
مومن قناعت چند سال پیش در ایران و در جلسه ای که آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در آن حضور داشت، این شعررا خوانده بود:
از خلیج فارس میآید نسیم فارسی
ابر از شیراز میآید چو سیم فارسی
دُر از این دریا نمیجویم چو دور افتاده است
از ته دریا ته اشک یتیم فارسی
میرسد از کشتی بشکسته شعر بی شکست
شعر هم بشکست با پند قدیم فارسی
شیخ را سرمست دیدم یک شبی از بوی نفت
رفت با عطر کفن عطر و شمیم فارسی.
بیشتر بخوانید:































