'تلاش دولت بریتانیا برای جلوگیری از افشاگریام درباره مامور آزارگر'

- نویسنده, دانیال دی سیمون
- شغل, بخش خبر بیبیسی
- منتشر شده در
اخیرا بیبیسی گزارش داد زنی که توسط مامور سازمان امنیت داخلی بریتانیا (امآی۵) مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، علیه این سازمان شکایت کرده است. بث، که نام واقعی او نیست، شکایتی رسمی به نهاد ناظر بر سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا (IPT) ارائه کرده است. تحقیقات بیبیسی نشان داده که دوست پسر سابق بث، از موقعیت امنیتی خود برای کنترل اجباری او سواستفاده کرده است. او همچنین با قمه به بث حمله کرده و او را تهدید به کشتن کرده بود. دانیال دی سیمون، خبرنگار بیبیسی که تحقیقات مربوط به این خبر را انجام داده در نوشته زیر چالشها و مخاطرات روزنامهنگاری تحقیقی برای انتشار این خبر را تشریح کرده است.
هیچ روزنامهنگاری از مبادرت به سانسور لذت نمیبرد. ما اغلب با محدودیتهایی روبرو هستیم، اما من هرگز با چنین چیزی مواجه نشده بودم؛ دولت بریتانیا فهرست بلندبالایی از چیزهایی به من داده بود که مانع از صحبت من درمورد یک مأمور آزارگر سازمان امنیت داخلی بریتانیا (امآی۵) میشد که مدتها در موردش تحقیق کرده بودم.
من این فهرست را در جریان نبرد حقوقی چند ماهه بین بیبیسی و دولت دریافت کردم. مدتی بود که درباره یک خبرچین دولتی تحقیق میکردم و وقتی یافتهها را به دولت دادیم، ما را به دادگاه بردند. این لیست در نهایت به ۵۴ صفحه رسید و مجموعهای از استدلالها درمورد خواستههای دولت را شامل میشد. آنها میخواستند جلوی گزارش ما را درمورد مأموری بگیرند که فقط میتوان او را با نام "اکس" (X) معرفی کرد.
این مأمور افراطی دستراستی از موقعیتش به عنوان مامور سرویس مخفی، برای ترساندن و تحت فشار قرار دادن دوست دختر بریتانیایی خود که ما او را "بث" مینامیم استفاده کرده بود. در یکی از مواردی که بث با تلفن همراه خود ضبط کرده بود، اکس با قمه به او حمله کرد. شواهدی که جمعآوری کردیم نشان میدهد که او زنان و کودکان را نیز تهدید به کشتن کرده است و تهدیدی جنسی برای دختران جوان بوده است.
من شاهد اصلی پرونده حقوقی برای دفاع از گزارش ماجرا بودم. روند دادخواهی زندگی من را فرا گرفت. فشار قابل توجهی روی من بود و لحظات بد زیادی داشتم. فعالیت روزنامهنگاری من تحت نظارت بود؛ وکلای دولتی تمام جزئیات موجود در حجم زیادی از شواهد را بررسی میکردند و صحت کار ما را به چالش میکشیدند.
ما استدلال میکردیم که مهم است که هویت اکس را علنی کنیم تا به زنان دیگری که او با آنها روبرو شده است در مورد او و رفتار آزارگرانهای که تحقیقات ما به آن پی برده بود، هشدار داده شود. با این حال، سرویس امنیتی استدلال میکرد که نام بردن از اکس خطری غیرقابل قبول از جانب افراطگرایان برای او ایجاد میکند و افراد دیگر را از خبرچینی منصرف میکند و این به امنیت ملی آسیب میرساند.
دولت در ابتدا خواستار حق اعمال تأیید کتبی بر گزارش ما شد. این به منزله آن بود که وزرا اختیار ویرایش گزارش ما را داشتند. ما در دادگاه استدلال کردیم که چنین کاری با استقلال هر سازمان رسانهای، بهویژه بیبیسی، از دولت در " تعارض" است.
این درخواست در نهایت کنار گذاشته شد و قاضی بعداً گفت که برای اجازه دادن به چنین اقدامی وی نیازمند دلایل"متقاعدکننده قابل توجهی" بوده است.
رسیدگی به پرونده در دادگاه چندین مرحله داشت. در یکی، قاضی پس از دریافت مدارک سری که من اجازه دیدن آن را نداشتم، حکم داد که هویت اکس را نمیتوان افشا کرد.
مرحله بعدی شامل بحث بر سر این بود که چه جزئیات دیگری باید از عموم مردم پنهان بماند. من فکر میکردم حتی اگر هویت اکس ناشناس نگه داشته شود، گزارش خبری ما همچنان میتواند موارد زیادی را فاش کند و بحثهای عمومی را درمورد موضوعات مهم، بهویژه واکنش حکومت به خشونت علیه زنان و دختران ایجاد کند. اما واضح بود که هر چیزی که ما کشف کرده بودیم به طور بالقوه میتوانست سانسور شود.
قاضی خاطرنشان کرد که بین طرفین، توافق بسیار کمی صورت گرفته بود و تعداد موضوعات مورد اختلاف "به طرز ناامیدکنندهای زیاد" بود.

همان طور که قاضی بیان کرد، امآی۵ عملا به دنبال محدود کردن "همه چیزهایی بود که درمورد [اکس] میدانستیم ولی علنی نشده بود". با توجه به میزان اطلاعات کمی که علناً از خود پرونده دادگاه بیرون آمده بود، این محدودیت بخش بسیار زیادی را شامل میشد.
با این حال، پس از صدور حکم در این هفته، توانستیم گزارش قابل توجهی را در روز پنجشنبه (۱۹ ماه مه) پخش و منتشر کنیم.
خود پروسه حقوقی با توجه به کاملاً محرمانه بودن بسیاری از شواهد و مخفی نگه داشته شدن آنها از من و تیم بیبیسی طاقت فرسا بود.
هویت من در جریان رسیدگی ناشناس نگه داشته شده بود اما نمیتوانم دلیل آن را به شما بگویم. نام من در اسناد عمومی ویرایش شده بود و وقتی در دادگاه علنی به من اشاره و ارجاع داده شد - حتی زمانی که واقعاً آنجا نشسته بودم - از نام من استفاده نشد.
چالشی از جانب امآی۵ درمورد موثق بودن داستان وجود داشت، اما قاضی در نهایت دریافت که من "گامهای مناسبی را برای ارزیابی صحت عناصر مختلف آن" برداشتهام و اینکه "به راحتی" نشان داده شده بود که بر پایه شواهد معتبری است.
تحقیقات طولانی و پیچیده بود. به سادگی با شرح حال بث شروع شد و از آنجا پیش رفت. در نهایت ما یکی دیگر از شریکهای زندگی سابق اکس را پیدا کردیم که مورد آزار قرار گرفته بود که در گزارشهایمان او را با نام "روث" میخواندیم.
هر چیزی که بود، راستی آزمایی و تأیید میشد و هر اکتشاف جدیدی در معرض همان فرآیند قرار میگرفت. این تحقیقات در نهایت پای امآی۵، دولت، یک سازمان اطلاعاتی خارجی، پلیس، دادستان و دادگاه عالی را به میان میکشید.

افراد بسیار کمی در بیبیسی میدانستند که چه خبر است.
کل ماجرا شبیه تقلید از یک فیلم جاسوسی بود. برای انجام تحقیقات و برگزاری جلسات در مکانهای عجیب و غریب به ناچار از زیر کارها و وظایف معمول خود فرار میکردم. تیم کوچک درگیر در ماجرای بیبیسی - اد کمپبل سردبیر تحقیقات، سیرا تیریج تهیهکننده و لوسی مورمن وکیل - از یک اسم رمز تصادفی برای پروژه استفاده میکردند و هر عنصر تحقیق بهدقت برنامهریزی شده بود.
در طول مراحل قانونی، فرد اصلی مقابل من یک افسر ارشد امآی۵ بود که فقط میتوان از او به عنوان شاهد "ای" (A) اشاره کرد. درمورد مسائل مختلف، تنها بحث شهادت من در برابر شهادت او بود.
اما این پرونده شامل یک عنصر گیجکننده دیگر بود.
دولت درخواست چیزی به نام "روندمحرمانه" را کرده بود که در آن مدارک محرمانه در یک جلسه غیرعلنی و در یک اتاق امن دادگاه و پشت درهای قفل شده در برابر قاضی قرار میگیرد. این بخش از پرونده، تیم بیبیسی و وکلای ما را به همراه کسانی که به عنوان وکلای مدافع ویژه شناخته میشوند - وکلای دارای مجوز امنیتی - که از طرف ما منصوب شدهاند، مستثنی کرد.
این روند طوری طراحی شده است که به سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی اجازه میدهد شواهدی را ارائه دهند که شنیدن آنها برای تقریبا همه بسیار محرمانه است. من خبرهای مربوط به مظنونان تروریسم را پوشش دادهام و این روند در مورد آنها بسیار رایج است. اما عملاً حالا خود را در همان موقعیت یافته بودم؛ ناتوان از دیدن شواهدی که علیه من ارائه میشد. این شواهد مخفی خواهند ماند.
ما با وکلای ویژه خود ملاقات کردیم و پرونده خود را توضیح دادیم. با این حال، بعد از اینکه شواهد محرمانه را دیدند، از ارتباط با آنها منع شدیم.
این بدان معنا بود که ما نمیتوانستیم هیچ توصیهای به آنها در پاسخ به شواهدی که میدیدند ارائه کنیم. هر گونه پیام دیگر بین ما باید از طریق یک واسطه رسمی - یک کارمند دولتی - ارسال میشد تا بررسی شود که هیچ چیز مخفی فاش نشده است. در دادگاه میتوانستیم برایشان سر تکان دهیم و به آنها لبخند بزنیم، اما هیچ صحبتی با هم نداشتیم.
دو زنی که ما با آنها مصاحبه کردیم، هر دو معتقدند که اکس میتواند یک زن را بکشد؛ و من هم به همین دیدگاه رسیدم.
تحقیقات ضد تروریسم معمولاً بر پیشگیری از آسیب متمرکز است. چرا باید منتظر بمانید تا یک تروریست به مردم صدمه بزند، اگر بتوانید پیش از آن جلوی او را بگیرید؟ همین اصل برای بررسی و به چالش کشیدن اکس هم اعمال میشد.
قاضی در نهایت حکم داد که ما مجاز به انتشار و پخش داستان هستیم و این مایه آسودگی خاطر فراوان ما شد که در نهایت میتوانستیم بیرون برویم و به شکلی گسترده درمورد آن گزارش دهیم. از آنجایی که این موضوع در روز پنجشنبه (۱۹ ماه مه) در اختیار عموم قرار گرفت، منجر به بحث درمورد این موضوعات و استناد به ماجرا توسط سیاستمداران برجسته شد. یکی از آنها - معاون نخست وزیر که دولتش من و بیبیسی را به دادگاه کشانده بود - افشاگریها را "هولناک و وحشتناک" توصیف کرد.































